Latest Posts

Monday, December 21, 2009

پیکر آیت الله العظمی منتظری به خاک سپرده شد + گزارش تصویری





دوشنبه ۳۰ آذر ۱۳۸۸

پیکر آیت الله العظمی منتظری به خاک سپرده شد

صد ها هزار نفر از مردم از نقاط مختلف کشور خود را برای شرکت در این مراسم به شهر قم رسانده اند.تمامی خیابان های منتهی به بیت آیت الله منتظری و حرم حضرت معصومه مملو از جمعیت است.مردم با شعار و عزاداری در حال بدرقه این مرجع بزرگوار به دیار باقی هستند.

کلمه:مراسم تشییع پیکر آیت الله العظمی منتظری با حضور صدها هزار نفر از مردم آغاز شد.

به گزارش کلمه ساعت ۹ صبح امروز مراسم تشییع پیکر آیت الله منتظری از بیت ایشان به سمت حرم حضرت معصومه آغاز شده است.

صدها هزار نفر از مردم از نقاط مختلف کشور خود را برای شرکت در این مراسم به شهر قم رسانده اند.

تمامی خیابان های منتهی به بیت آیت الله منتظری و حرم حضرت معصومه مملو از جمعیت است.

مردم با شعار و عزاداری در حال بدرقه این مرجع بزرگوار به دیار باقی هستند.

جمعیت عزادار شعار هایی چون الله اکبر،لا اله الا الله ،یا حجت بن الحسن ریشه ظلم را بکن،سید حسن خمینی تسلیت تسلیت،صانعی تسلیت تسلیت،موسوی کروبی تسلیت تسلیت،عزا عزاست امروز روز عزاست امروز ملت سبز ایران صاحب عزاست امروز، عزا عزاست امروز روز عزاست امروز فقیه نستوه ما پیش خداست امروز سر داده اند.

جمعیت حاضر همچنین نماد های سبز رنگی را با خود حمل می کنند.

به گزارش حاضران حضور نیروهای امنیتی بسیار چشم گیر است اما تا کنون هیچ در گیری و برخوردی صورت نگرفته و گزارش نشده است.

میرحسین موسوی ،مهدی کروبی به همراه بسیاری از مراجع و برخی چهره های سیاسی در مراسم تشییع ایشان حضور دارند.

آینده هم گزارش داده ساعتی پیش آیت‌الله شبیری زنجانی نماز میت بر پیکر آیت الله منتظری اقامه کردند.

حسینه ومنزل آیت الله منتظری که درخیابان ساحلی قم ودر فاصله کمتر از یک کیلومتری حرم حضرت معصومه قرار دارد در محاصره جمعیت قرار دارد به نحوی که خیایانهای تا فاصله ای طولانی مملو از جمعیت است.

جمعیت حاضر در این منطقه اقدام به عزاداری وسردادن شعارهایی در تقدیر از آیت الله منتظری می کنند.

دوبلندگوی شعاردهندگان را هدایت می کنند که یکی از طرف بیت آیت الله منتظری ودیگری بصورت رسمی می باشد.

لحظاتی پیش در ساعت ۹و۳۰دقیقه خودروی حامل پیکر آیت الله منتظری از بیت ایشان خارج وبه سوی چهارراه حجتیه حرکت کرد.

گزارشات تکمیلی حکایت از آرامش در مراسم دارد وهیچگونه برخورد ودرگیری تا این لحظه گزارش نشده است هرچن که شعار یاحسین میرحسین شعارهایی علیه صداوسیما از طرف جمعیت سراده می شود.

پس از حدود سی دقیقه از خروج جنازه از بیت آیت الله منتظری بدلیل ازدحام جمعیت تنها حدود ۲۰۰متر پیشروی کرده و هنوز به چهارراه صفاییه نرسیده است.

هیات عزاداری رسمی که با سیستم صوتی قوی وارد تشییع جنازه شده بود پس از درگیری مختصری فاصله گرفته است.

حدود ساعت ده صبح جنازه به نزدیکی حرم رسیده است ومقدمات برگزاری نماز آماده می شود،خیابانهای اطراف حرم مملو از جمعیت است وکل حاضرین بالغ بر دهها هزار تن برآورد می شود

حدود ساعت ده و۱۵دقیقه صبح نماز توسط آیت الله شبیری زنجانی از مراجع تقلید اقامه شد ،خیابانهای اطراف حرم مملو از جمعیت است وکل حاضرین بالغ بر دهها هزار تن برآورد می شود،ماشین حامل بلندگوی رسمی توسط عزادارن خاموش شد.

پس از نماز مردم در حال خارج شدن از حرم ومحوطه اطراف هستند و مشکل خاصی پیش نیامده است.

ساعت ده وسی دقیقه مراسم دفن پس از طواف پیکر آیت الله منتظری به دور ضریح حضرت معصومه انجام شد.

پس از پایان مراسم دفن جمعیت در خیابنهای اطراف حرم بوی‍ژه خیابان ارم مشغول راهپیمایی وسردادن شعارها هستند ومسیرهای منتهی به این خیابانها بویژه از طرف صفائیه بسته شده است.

حضور چهره های سیاسی درمراسم تشییع

همچنین سایت عصر ایران گزارش داده است که مهدی کروبی و میرحسین موسوی به همراه بسیاری دیگر از چهرهای شناخته شده امروز در مراسم تشییع پیکر آیت الله العظمی منتظری حاضر شدند.



این سایت نوشت:در طول مسیر تشییع جنازه ، تعدادی از چهره های سیاسی نیز مشاهده شدند . از جمله مهدی کروبی که به شدت گریه می کرد و مردم در اطرافش شعارهایی در حمایت از او سر می دادند.

آیت الله امینی امام جمعه قم ، آیت الله طاهری امام جمعه پیشین اصفهان ، آیت الله موسوی بجنوردی ، سیدعلی خمینی نوه امام(ره) ،علی اکبر محتشمی ،هادی غفاری،مصطفی معین ، اشرفی اصفهانی ،مسجد جامعی و … از دیگر چهره های حاضر در آیین تشییع بودند.

گفته می شود میرحسین نیز در بیت آیت الله منتظری حضور به هم رسانده است. نماینده محمد خاتمی نیز در مراسم حاضر بود.

نمایندگانی از سوی هاشمی رفسنجانی هم در مراسم تشییع جنازه حضور داشتند








گزارش تصویری تسلیت مراجع و علما به بیت مرحوم آیت الله منتظری


اکثر مراجع و آیات عظام با صدور بیانیه هایی رحلت آیت الله منتظری را تسلیت گفتند.



آیت الله صافی گلپایگانی



آیت‌الله امینی امام جمعه قم







آیت الله موسوی اردبیلی





آیت الله شبیری زنجانی (نفر وسط)



آیت الله طاهری خرم آبادی



آیت الله صانعی
read more...

Wednesday, December 16, 2009

افشاگری یک عضو سابق بسیج ، و پناهنده به انگلیس ،‌ با شبکه ۴ تلویزیون انگلیس

شبكه ى 4 انگليس مصاحبه اى با فردى كه خود را "سيد" و 27 ساله معرفى كرده است ترتيب داده كه خود را عضو سابق بسيج معرفى مى كند و مدعى است كه در درگيرى هاى اخير ايران در سركوب معترضين شركت داشته است. او مى گويد كه از درون كانتينر هايى كه زندانيان را در آنها به بند كشيده بودند، او استغاثه هاى مردان و زنان زندانى را مى شنيده كه بسيجيان در حال تجاوز به آنها بودند. او گفت : "من در برابر ملت و مذهبم شرمسارم. من خواسته يا ناخواسته مرتكب جنايت و اكنون دچار عذاب وجدان شده ام

ویدیوها را ببینید :




read more...

Monday, December 14, 2009

تصمیم مشترک مهدی کروبی و میرحسین موسوی: درخواست مجوز راهپیمایی


امروز بنده با مهندس میرحسین موسوی تلفنی صحبت کردم و قرار بر این شد که برای راهپیمایی و محکوم کردن رفتارهای این چنینی یک درخواست مجوز بدهیم.گرچه برای راهپیمایی مسالمت‌آمیز، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی نباید درخواست مجوز داد اما با توجه به شرایط امروز ما و عدم خواست ما برای آسیبی‌پذیری مردم، مجوز خود را به وزارت کشور ارایه می‌کنیم. امیدواریم که این حسن نیت ما پاسخ درخور مناسب بگیرد اما در صورت مخالفت، ما نمی‌توانیم عواقب حضور خودجوش مردم را بر عهده بگیریم و هرگونه اتفاقی که برای مردم انقلابی ایران بیفتاد مسئولیتش متوجه آقایان است. با این حال ما گزارش خود را در صورت موافقت یا مخالفت به مردم اعلام می‌کنیم.

کلمه:مهدی کروبی از تصمیم مشترک خود و مهندس میرحسین موسوی برای درخواست مجوز به منظور راهپمایی در اعتراض به هتک حرمت صورت گرفته نسبت به امام راحل خبر داد.

سایت تغییر در گفتگویی که با دبیرکل حزب اعتمادملی درباره هتک حرمت صورت گرفته به امام راحل و انعکاس آن در صدا و سیما انجام داده به نقل از کروبی نوشته است:« نشر و اشاعه این عمل از سوی صدا وسیما، مصداق تشویش اذهان عمومی است.چرا که در موارد مشابه صدا و سیما عاقلانه رفتار کرد و مانع از انتشار تصاویر ساختار شکنانه بود اما در این مورد گویی که یک توطئه از پیش تعیین شده صورت گرفته باشد، زیرا ناگاه مردم ایران عکس امام عزیزشان را پاره شده بر صفحه تلویزیون دیدند که رفتار بسیار مشکوک و عجیب بود.»

کروبی ادامه داد:«امروز بنده با مهندس میرحسین موسوی تلفنی صحبت کردم و قرار بر این شد که برای راهپیمایی و محکوم کردن رفتارهای این چنینی یک درخواست مجوز بدهیم.»

وی خاطر نشان کرد:«گرچه برای راهپیمایی مسالمت‌آمیز، طبق اصل ۲۷ قانون اساسی نباید درخواست مجوز داد اما با توجه به شرایط امروز ما و عدم خواست ما برای آسیبی‌پذیری مردم، مجوز خود را به وزارت کشور ارایه می‌کنیم. امیدواریم که این حسن نیت ما پاسخ درخور مناسب بگیرد اما در صورت مخالفت، ما نمی‌توانیم عواقب حضور خودجوش مردم را بر عهده بگیریم و هرگونه اتفاقی که برای مردم انقلابی ایران بیفتاد مسئولیتش متوجه آقایان است. با این حال ما گزارش خود را در صورت موافقت یا مخالفت به مردم اعلام می‌کنیم.»


read more...

موسوی: اگر به سوالات پاسخ می دادند، شاهد حرکات ساختارشکنانه نبودیم


موسوی: اگر به سوالات پاسخ می دادند، شاهد حرکات ساختارشکنانه نبودیم
نیروهای غیر دانشگاهی را با چوب و چماق وارد دانشگاه می کنند و می گویند دانشجویان به هم گاز آشک آور پرتاب کردند!

جنبش راه سبز (جرس): نمایندگان جمعی از احزاب و تشکل های اصلاح طلب استان فارس به مناسبت سالگرد شهادت آیت الله دستغیب به دیدار میرحسین موسوی رفته و در حضور نخست وزیر امام راحل، با آرمان های امام و شهدای محراب تجدید میثاق کردند.


به گزارش خبرنگار جرس، میرحسین موسوی در این دیدار، نقش شهید دستغیب را در قبل و بعد از پیروزی انقلاب در شیراز و استان فارس منحصر به فرد دانست و گفت: ما در اول انقلاب چهرههای بسیار بزرگی را از دست دادیم و مصلحت خداوند بر این قرار گرفت که بزرگانی چون آیت الله دستغیب، آیت الله مدنی، آیت الله صدوقی و دیگر شهدای محراب از میان ما عروج کنند. شهادت آنها هرچند مصیبتی بزرگ بود، تداوم راه انقلاب تاکنون مرهون خونهای آن عزیزان است.

وی با ستایش ویژه از آیت الله سید علی محمد دستغیب، اظهار داشت: ما قدردان حضرت آیت الله علی محمد دستغیب هستیم. اینکه در فضای فقدان رسانه، مردم حرف حق را از زبان یک مرجع تقلید بشنوند، برکتی است که باید شکرگذار و قدردانش بود. ما از دیگر مراجع نیز بیشتر از این انتظار نداریم که آنچه را حق تشخیص می دهند، با مردم در میان بگذارند.

نخست وزیردوران جنگ هدف اصلی انقلاب را توجه به خواست¬ها و مطالبات مردم دانست و افزود: اگر چنین فرایندی حاکم باشد نتیجه اش رشد و پیشرفت و از میان رفتن فساد از کشور خواهد بود.

موسوی ادامه داد: اگر به مطالبات مردم پاسخ داده شود، اگر در کشور حس همکاری وجود داشته باشد و اگر نظارت مردم بر دولت تثبیت شود، می توان از رفع فساد سخن گفت؛ وگرنه هرچه قدر جلسه سران قوا بگذاریم، نمی توانیم از بروز و رشد فساد جلوگیری کنیم.

وی تصریح کرد: فساد هنگامی از کشور ریشه کن می شود که کسی از زدن حرف حق احساس خطر نکند؛ درمقابل، ایجاد وحشت و فضایی که مردم احساس کنند کارهای نیستند، ثمره اش افزایش فساد است.

نخست وزیر دوران جنگ تحمیلی با اشاره به حوادث بعد از انتخابات، با تأکید بر اینکه مردم از فریب خوششان نمی آید و دوست دارند نظامی داشته باشند که استانداردهای گوناگونی در برخورد با جریان ها و جناح ها و گروه ها نداشته باشد، ادامه داد: انتخابات حرکتی را در کشور موجب شد که مهمترین دستاورد آن وحدت و پیوندی ملی است که در سطح کشور اتفاق افتاده است.

وی افزود: معجزه اسلام نیز این بود که در جهان آن روز که پر از تخاصم و دشمنی بود، در میان اقوام و قبائل عرب وحدت و دوستی ایجاد کرد، اما امروز به دلیل استفاده ابزاری ما از اسلام، جوانان ما نمی توانند حیات و دوستی و عظمت و پیشرفت حاصل از اسلام را ببینند.

نخست وزیر امام (ره)، شعار استقلال و آزادی و جمهوری را ناشی از نگرش ویژه امام به اسلام دانست و گفت: اگر امروز می بینیم صدا و سیمای ما تصویر عکسی پاره شده از حضرت امام پخش می کند و در آن سو، تلوزیون صدای آمریکا تصویری نشان می دهد که فردی در جایی نامعلوم، با فندک عکس امام را آتش می زند، این مسئله نشان دهنده این واقعیت تلخ است که عده ای در داخل و خارج برای شکستن ساختارهای اولیه انقلاب و گذشتن از آن همسو شده اند.

وی قانون اساسی را ثمره اهتمام ویژه امام به حقوق مردم دانست و تصریح کرد: وحدت ملی و ایثار و استقلال کشور زمانی محقق خواهد شد که حقوق عمومی مورد توجه و عنایت ما قرار گیرد؛ اما برداشت غلط ما از اسلام و قانون اساسی این شده است که مردم را شقه شقه کنیم، برخی را خودی و دیگران را غیر خودی تلقی کنیم و واژه «ملت» را فقط برای کسانی به کار ببریم که خودی هستند؛ در حالی که این واژه را باید طوری معنا کرد که بیشترین افراد را در خود جمع کند.

موسوی با ابراز تأسف از اینکه ما به گونه ای عمل کردیم که گاه در میان خانواده ها نیز جدایی افتاده است، ادامه داد: از دوران قدیم در صله رحم ها بزرگ و کوچک و پیر و جوان در کنار هم می نشستند و از هم می آموختند؛ اما ما به گونه ای دخالت کردیم که در خانواده ها نیز مرزبندی و انشقاق افتاده است.

وی افزود: ما اصل عدم تجسس را فراموش کرده ایم؛ منع تفتیش عقاید در قانون اساسی را فراموش کرده ایم و این فضایی از ناامنی روانی در جامعه پدید آورده است.

میرحسین موسوی با تصریح بر اینکه نمی شود با تفسیر های من درآوردی، بخش هایی از این قانون اساسی را که مربوط به پذیرش تنوع و تکثر مردم است کنار بگذاریم، خاطرنشان کرد: پیام راه سبز به مردم این است که شما با هم دوست هستید و می توانید در کنار هم به رغم تنوع و تکثرتان زندگی کنید.

وی با ابراز خرسندی از اینکه مشاهده می شود بعد انتخابات توجه به قانون اساسی و میزان مطالعه آن در میان جوانان بیشتر شده است، گفت: من این روزها می بینم جوانان قانون اساسی و مخصوصاً فصل سوم آن را بیشتر مطالعه می کنند و به بحث می گذارند. این حرکتی بسیار خوب است که باید به فال نیکش گرفت و ادامه داد.

وی عدم تفتیش عقاید مردم را یکی از افتخارات تمدن اسلامی عنوان کرد و اظهار داشت: در همان زمان که در غرب کلیسا در حال برگزاری دادگاه های تفتیش عقاید بود، در دنیای اسلام نحله ها و فرقه های مختلف کلامی و تفسیری به بحث و مناظره آزادانه مشغول بودند.

نخست وزیر امام راحل، حل مشکل انتخابات در ایران را نیز منوط به توجه به قانون اساسی دانست و با اشاره به قانون در حال تدوینی که «قانون جامع انتخابات» نام گرفته است، تصریح کرد: این قانون زمانی مشکل گشا خواهد بود که به روح قانون اساسی متعهد باشد، به مقدمه قانون اساسی توجه کند و مذاکرات مجلس خبرگان قانون اساسی را در نظر گیرد؛ وگرنه مشکلی حل نخواهد شد.

وی با یادآوری مطالبه اساسی مردم در فردای انتخابات، گفت: مردم در فردای انتخابات، یک مطالبه مشخص داشتند که می گفتند «رأی من کو؟». همه تلاش کرده بودیم تا این اعتماد در مردم به وجود آید که رأیشان اثر دارد، اما پس از اعلام نتایج انتخابات، تعداد بسیار زیادی از آنان دچار ابهام و سؤال شده بودند. اما به جای اینکه به این ابهام و سؤال پاسخ داده شود، برخورد کردیم، زندانی کردیم و به همین دلیل، نارضایی از بین نرفت و مهار نشد.

موسوی ادامه داد: مردم حق دارند سؤال کنند و این حق باید برآورده گردد، نه این که با قوه قهریه با آن برخورد شود. امروز اگر مطالبات آنها افزایش یافته است، به دلیل برخورد نامناسب با آن سؤال است. اگر صدا و سیمای خوبی داشتیم، اگر به سؤال های مردم پاسخ داده می شد و با آنان به طور خشن برخورد نمی شد، امروز شاهد برخی حرکات ساختارشکنانه نبودیم.

وی با اشاره به حوادث روز دانشجو اظهار داشت: نیروهای غیر دانشگاهی را با چوب و چماق وارد دانشگاه می کنند و در رسانه خودشان آنها را دانشجو می نامند و بعد می گویند دانشجویان به هم گاز اشکاور پرتاب کردند! معنای این کار جز فریب مردم چیزی نیست. گاز اشکاور در دست دانشجو چه می کند؟ دانشجویان ما حتی کارد میوه هم در جیب خود نمی گذارند تا مبادا کسی متهمشان کند. حداقل صداقت داشته باشند و بگویند برای مهار و کنترل اعتراضات از بیرون نیرو وارد کردیم. این صداقت را مردم بیشتر می پسندند.

میرحسین موسوی ادامه داد: ملت انتظار دارد فضای امنیتی برچیده شود، زیرا در فضای امنیتی حرکت ها زیرزمینی می شود، رادیکالیزم رشد می کند و امکان رشد و پیشرفت سلب می شود.

وی با تأکید بر این که اعتراضات مردمی پس از انتخابات همگی مسالمت آمیز بوده است، یاد آور شد: از این پس نیز همه اعتراضات و مطالبات باید از راه های مسالمت آمیز و قانونی پیگیری شود و نباید کسی از ما بهانه به دست مخالفان مردم بدهیم.

نخست وزیر امام راحل (ره) در ادامه با ابراز تأسف از در زندان بودن شماری از خدمتگزاران انقلاب، گفت: من با بسیاری از این چهره ها کار کرده ام و می دانم که آنان لحظه ای از خدمت به کشور درنگ نکرده اند. به عنوان نمونه، صنایع سنگین کشور ما مرهون تلاش ها و مدیریت درخشان همین آقای بهزاد نبوی است. ایشان یکی از افراد بسیار مؤثر و کوشا در ستاد فرماندهی کل قوا بودند. خیلی از این عزیزان را روز بیست و سوم گرفته اند که هنوز هیچ اعتراضی در کشور به وجود نیامده بود. هرچند بر آن اعتراضات هم هرگز نمی توان نام آشوب نهاد. آنچه اتفاق افتاد راهپیمایی عظیمی در سکوت بود که برخی نام آن را اغتشاش گذاشته اند.

وی ادامه داد: در دادگاه هایی که پس از انتخابات برگزار شد، دیدیم که بیش از صد نفر را با تنوع و گونه های مختلف فکری و سیاسی کنار هم چیده اند تا به خیال خود القا کنند که همه اینان هم سرنوشت و هم سو هستند. آنها را که برای انقلاب زحمت کشیده اند و برای آن شهید داده اند، نشاندند کنار کسانی که اتهامشان سلطنت طلبی است و حتی ماه ها پیش از انتخابات دستگیر شده بودند.

میر حسین موسوی با یادآوری این که راه سبز مسیری طولانی در پیش دارد، افزود: شرط پیمودن راه سبز حوصله و تحمل است. ما باید تلاش برای پیش رفتن در این راه را جزو برنامه زندگی خود قرار دهیم و همین فعالیت شبکه ای و ارتباط هایی را که داریم ادامه دهیم.

وی در پایان تصریح کرد: سبز بودن و سبز شدن مختص هیچ کس و هیچ گروهی نیست و رنگ سبز ریشه در تاریخ و ملیت و فرهنگ ما دارد. هر کسی به هر اندازه که با آرمان های ملت پایبند باشد و به عقلانیت و عدالت بها دهد، حتی اگر از مخالفان ما باشد، سبز است.

در آغاز این دیدار، دکتر مسعود سپهر رئیس شورای ائتلاف احزاب اصلاح طلب استان فارس، به ارائه گزارشی فعالیت های این شورا پرداخت و گفت: بعد از انتخابات ائتلاف احزاب اصلاح طلب فارس با ساماندهی مجددی کار خود را از سر گرفته است.

وی با اشاره به مشکلاتی که از سوی برخی نهادهای نظامی در نحوه برگزاری سالگرد شهادت آیت الله شهید دستغیب پیش آمده بود، هدف از این دیدار را تجدید میثاق با آرمان های امام و انقلاب و آن شهید در حضور نخست وزیر امام راحل (ره) عنوان کرد و اظهار داشت: تداوم این دیدارها می تواند فضای سنگینی را که مانع حضور سران جنبش سبز در استان ها و شهرستان ها می شود تا حدودی مرتفع و خنثی کند.
در ادامه، نماینده تشکل دانشجویی «انجمن فرهنگ و سیاست» دانشگاه شیراز، گزارشی از فشارهایی که بر دانشجویان این دانشگاه در ماه های پس از انتخابات وارد آمده است ارائه داد و توجه و عنایت بیشتر سران جنبش سبز به مطالبات دانشجویی و تشکیل جبهه و تشکیلاتی واحد برای جنبش سبز را خواستار شد.


read more...

Sunday, December 13, 2009

سیدمحمد خاتمی:آزادی كه ما میخواهیم دقیقا در برابر استبداد است

سیدمحمد خاتمی:امکان ندارد مردم ما و دانشجوی ما به امام خمینی(ره) اهانت بکند/امام را برای برخورد تندتر با کسانی که نمی‌پسنیدید وجه‌المصالحه قرار ندهید/حکومت را فرا می‌خوانیم به رعایت قانون و حفظ حرمت مردم



پارلمان‌نیوز : رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه«امروز برای همه ما امام خمینی معیار است»، تاکید کرد که امکان ندارد مردم و دانشجوی ایرانی به امام خمینی اهانت کند، وي همچنین اعتراض‌کردن را عین وظیفه دینی و انقلابی دانست و از حاکمان خواست که به اعتراض‌های مردم توجه کنند.



به گزارش پایگاه خبری فراکسیون خط امام(ره)مجلس«پارلمان‌نیوز»، به نقل از روابط عمومي دفتر حجت الاسلام و المسلمین سیدمحمد خاتمی ؛ وي در جمع شوراي احزاب اصلاح طلبان فارس با اشاره به بیستم آذرماه، سالروز شهادت آیت‌الله دستغیب ؛ با اشاره به شخصیت علمی ،اخلاقی و انقلابی ايشان گفت:«این انسانها در طول تاریخ زیاد نیستند و واقعا حضرت آیت‌الله دستغیب یکی از این انسانها بود.هم در عصر انقلاب و هم بعد از آن نقش ممتازی داشت، به درستی به عنوان یكی از ارکان و پایه‌های انقلاب اسلامی است و کسی که مردم به ایشان اعتماد داشتند و از طریق ایشان اتصال بین انقلاب و مردم ایجاد می‌شد.»



رئیس بنیاد باران با بیان اینکه «مرگ آیت‌الله دستغیب هم تجسم زندگی ایشان بود که بریدگی از دنیا و بی اعتنایی به تن و جسمانیت و توجه به روح بود»، یادآور شد:«از صفات بارز ایشان ایمان به امام و وفاداری و ارادت به امام بزرگوار به عنوان کانون و محور انقلاب اسلامی و رمز و راز عظمت ملت ما تاریخ این مرحله ما بود.»



وی افزود:«الحمدالله همه دستغیب ها بزرگوار و مردمی هستند بخصوص باید قدر بزرگواری چون آیت الله علی محمد دستغیب عالم پرهیزكار و انقلابی را داشت كه واقعا شخصیتی انقلابی و در خط امام و شجاع و فداكار هستند.»



خاتمی در ادامه اظهار داشت:« فکر می‌کنم کل ملت ایران به جز عده‌ای معدود و عده‌ای آدم ناراحت، ناراضی و بیمار و منحرفی که انقلاب ما همه امتیازات آنها را گرفت ؛به انقلاب اسلامی افتخار می كنند و امام را به عنوان محور و مدار انقلاب و مظهر ایمان و آزادگی خود بزرگ می دارند و امروز هم ما می گوییم ملاك و معیار برای اصلاح امور و دستیابی به آرمان هائی كه ملت ما داشته است خود انقلاب؛راه و رهنمودهای امام و موازین قانون اساسی و مطالبات درست مردمی است كه در جریان انقلاب به رهبری حضرت امام داشتند.»



رئیس‌جمهور سابق کشورمان با بیان اینکه «انقلاب ما حادثه بزرگ و مقطع بسیار مهمی در تاریخ طولانی زندگی این مرز و بوم بود»، افزود:«ملت رشید و بزرگ ما که دارای تجربه‌های تاریخی ارزشمند است، در عین‌حالی که دین‌دار و پایبند به موازین دینی است در دوران اخیر پیشتاز یک حرکت اجتماعی در دنیای اسلام و تاریخ شرق بوده و آن مساله حاکمیت انسان بر سرنوشت خود و حرکت به سوی مردم سالاری و جامعه مدنی که از دستاوردهای دنیای مدرن است بوده است.»



خاتمی یادآور شد:«هنر ملت ما این بوده که با معیارهای دینی و اعتقاداتی که داشته از این نقطه حرکت کرده و خواستار یک جامعه مدنی البته سازگار با معیارهای اخلاقی و دینی خود بوده وهست.»



به عقیده رئیس دولت اصلاحات، ملت ایران این حرکت آزادی‌خواهی، استقلال‌طلبی وعدالت‌جویی که برای حفظ حرمت انسان در جامعه، حاکمیت انسان بر سرنوشت خود که رمز و راز و محور مردم سالاری است را همواره به خاطر علاقه‌ای که به دین داشته و همچنین به خاطر شرایط تاریخی همسو با معیارهای دینی خواسته است.





وی همچنین به برخی مخالفان سازگاری دین و سیاست اشاره کرد و گفت:« شاید طرفداران این عقیده که برخی از آن‌ها نیز انسان‌هایی دیندار بودند،انسان‌های بدی نبوده‌اند اما به هر حال زمان را درک نمی‌کردند.»



رئیس موسسه بین‌المللی گفتگوی فرهنگ‌ها و تمدنها تصریح کرد:«آن‌ها در ظواهر غرق شده بودند و نمی‌توانستند آن روح و محتوای دین اسلام را دریابند که با حرمت و کرامت انسان وحاکمیت انسان بر سرنوشت خودش سازگار است، آن‌ها نمی‌دیدند که این دین نمی‌تواند سازگار با استبداد باشد، نمی‌تواند سازگار با محروم کردن انسانها باشد.نمی‌تواند فقط حاکمان را صاحب اختیارات و قدرت‌های بیکران وبی‌مسئولیت بداند؛ فقط از مردم اطاعت بخواهند.»



وی یادآور شد:«خواست مشترک مردم در طول همه جریانات و جنبش‌های اجتماعی از مشروطیت تا امروز این بود که واقعا آزادی می‌خواسته و از استبداد و دیکتاتوری زده شده بوده و نیز خواستار رهائی از سلطه اجانب و برخورداری از استقلال بوده است.»



خاتمی ادامه داد:«ما را متهم می‌کنند که آزادی ما ولنگاری است، نخیر آن آزادی ما منضبط شدن اخلاقی جامعه است،آزادی ما اخلاقی است ؛ آزادی دقیقا در برابر استبداد است و آزادی كه پایه هر عمل اخلاقی است زیرا عمل تحمیلی ولو خوب باشد با آزادی و اراده آزاد انسان انتخاب نشده است اخلاقی نیست.»



رئیس‌جمهور سابق کشورمان با تاکید بر عظمت و بزرگی ملت ایران و استقلال طلبی و پیشرفت خواهی او ؛اظهار داشت:«ملت ما از اینکه عقب مانده باشد یا خوانده ‌شود و از اینکه در اقتصاد،صنعت،سیاست و... دچار عقب ماندگی باشد، رنج می‌برده و خواهان پیشرفت بوده است.»



وی تاکید کرد:«برای ما سنگین است که بگویند ایران کشور در حال توسعه است، ما عظمت و پیشرفت را در طول تاریخ تجربه کرده‌ایم و استقلال و پیشرفت برایمان مهم بوده است.»



خاتمی در بخش دیگری از سخنانش به مسائل چندماهه اخیر اشاره کرد و گفت:«کسانی اعتراضات و مشکلاتی داشتند و متاسفانه به جای اینکه با آن‌ها برخورد منطقی شود، حرف‌ها گوش داده شود تا اگر حرف درست و حسابی است قبول کنند و در مقابل آن تسلیم شوند و اگر نیست مردم را قانع کنند، متاسفانه در مقابل مردمی‌ترین اعتراضات نسبت به مسائل اخیر برخوردهای خشونت‌آمیز شد که آثار آن را می‌بینیم.»



رئیس‌جمهور سابق کشورمان با اشاره به ماجرای خلخال کشیدن از پای زن یهودی و واکنش امیرالمونین نسبت به واقعه اظهار داشت:« مولایمان علی(ره) در برابر مختصر ظلمی به یک غیرمسملمان اینگونه برخورد می‌کنند وپیرو راه علی حتی راضی نمی شود كه قطره‌ای خون از بینی فردی ریخته شود ؛چه برسد به اینکه انسانی کشته شود.»



وی تصریح کرد:« مردم ما مگر چه چیز می‌خواستند و چه می‌خواهند؟اصلاحات مگر جز در این مسیر ‌خواست و مطالبات تاریخی مردم حركت می كرده و می كند؟من این را قبول ندارم که مطالبات مردم فراتر از آن چیزی است که در انقلاب ما بود؛اگر اعتراضی هست که چرا ما از آن معیارها عقب افتادیم یا انحراف پیدا کردیم.»





رئیس بنیاد باران تاکید کرد:«به صراحت بگویم، امروز هم اکثریت جامعه ما امام و انقلاب را قبول دارند و به خون شهیدانشان احترام می‌گذارند و مدارو معیار همان آرمان‌های انقلاب اسلامی است، امروز برای همه ما امام خمینی معیار است، معیاری که انقلاب را رهبری کرده هم جمهوری اسلامی را پیشنهاد کرده، هم به همت ایشان مردمی‌ترین و دموکرات‌ترین انتخابات و رفراندوم‌ها برگزار و قانون اساسی تصویب شده است.البته همه قبول داریم كه قانون اساسی وحی الهی نیست و اگر كسی ایرادی هم به آن داشته باشد اشكالی نیست ولی مبنای حركت ما همین قانون اساسی است كه دست آورد انقلاب و مورد تصویب قاطع مردم بوده است.»







وی با اشاره به فصل سوم قانون اساسی گفت:«این فصل را بخوانید، ببینید قانون درباره حقوق ملت چه گفته است؟ ما می گوییم اینها نباید نادیده انگاشته شود و كسانی كه از آن دفاع می كنند؛ مورد فشار و جفا قرار می‌گیرند. »



سیدمحمد خاتمی افزود:« انتقادی که می‌کنیم بر اساس همین معیارهاست، مردم‌سالاری در متن انقلاب بوده، خواست مردم بوده، امام آنرا قبول کرده، در قانون اساسی آمده و مساله مردم‌سالاری دینی را بنده مطرح کردم حالا اینکه عده‌ای بیایند بگویند اصلا مردم‌سالاری با دین سازگار نیست!این ضد خط امام و قانون اساسی ماست.»



رئیس‌جمهور سابق کشورمان یادآور شد:«یک عده دیگر هم که بگویند مردم‌سالاری دینی اما به نام دین، ابتدایی‌ترین و بدیهی‌ترین مسائلی که در متن مردم‌سالاری است زیر پا گذاشته شود، این هم غلط است.»



وی با بیان اینکه «کسی که از اصول و آرمان‌ها دفاع می‌کند طرفدار انقلاب است»، گفت:« او طرفدار انقلابی که همسو با خواست مردم است و مگر خواست مردم این انقلاب را بوجود نیاورد؟»



رئیس دولت اصلاحات افزود:«به صراحت بگویم مردم ما به چارچوب‌های قانون اساسی،به اساس و معیارهای آرمان‌های انقلاب اسلامی و به شخص امام احترام می‌گذارد وامکان ندارد مردم ما و دانشجوی ما به امام خمینی(رض) اهانت بکند.»



خاتمی همچنین اظهار داشت:«اتفاقا ما می‌گوییم راهی که وجود دارد ساختار شکنی نیست، اصلاح ساختار بر اساس معیارهایی است که در خط امام و راه ایشان و قانون اساسی وجود دارد است، ما حق داریم اعتراض کنیم اگر انحرافی در این زمینه ببینیم.»



وی با تاکید بر اینکه«اعتراض کردن عین وظیفه دینی و انقلابی ماست»، jصریح کرد:«حاکمان باید به این اعتراض‌ها توجه کنند، اگر مردم‌سالاری را قبول دارند، برخورد خشن با اعتراضات راه‌حل مساله نیست چرا که این برخوردها سبب و زمینه‌ساز می‌شود که عده‌‌ای کارهایی انجام دهند که ما هم نمی‌پسندیم و این مسائل ناخوشایند ثمره کار افرادی است که این برخوردها، دستگیری‌ها و بازداشت‌های نادرست را انجام می دهند و نسبت‌ها و تهمت‌ها نابجا به چهره‌های خدوم و مردمی می زنند.»







رئیس‌جمهور سابق کشورمان افزود:«امام و انقلاب را وجه المصالحه نکنیم.نگوییم به نام انقلاب می‌زنیم، می‌کوبیم،نیاییم حرمت‌شکنی کنیم، امام را هم وجه المصالحه قرار دهیم برای اینکه بتوانیم کسانی را که نمی‌پسندیم با آنها بر خورد تندتر انجام دهیم.»



خاتمی ادامه داد:«مردم و دانشجویان ما امام و نظام را قبول دارند، در چارچوب قانون اساسی می خواهند عمل کنند و ما هم جز این حرفی نداریم،معتقدیم اگر انحرافی وجود دارد که دارد بر اساس همین معیارها باید اصلاح شود.»





وی سپس گفت:«ما همه به خصوص حكومت را فرا می‌خوانیم به بازگشت به همین موازین، به حرمت انسان، به رعایت حقوق انسان، به تلاش برای اعتلای این کشور.»



خاتمی اظهار داشت:«آیا اگر ما بگوییم روش مدیریتی که در کشور ماست با مصالح کشور با ثروتمند شدن کشور سازگار نیست، با عدالتی که همواره شعار آن را داده‌ایم سازگار نیست با حیثیت و حرمتی که ما باید در منطقه داشته باشیم سازگار نیست، آیا بیان کردن این سخنان و دعوت به رعایت قانون اساسی و توجه به خواست‌های مردم معنایش براندازی و لطمه‌زدن به نظام است؟»



رئیس دولت اصلاحات تاکید کرد:«آیا رفتارها و سیاست‌هایی كه چهره انقلاب و نظام ما را كدر می كند و با مردم برخورد دارد زمینه ساز یاس مردم بخصوص نخبگان و جدا شدن از نظام و حكومت نیست؟آیا همین امور كمك به براندازی نمی‌كند؟»



رئیس بنیاد باران افزود:« البته بنده آنقدر سخاوتمندانه نمی‌خواهم نسبت براندازی به کسانی که ما نمی‌پسندیم و با ما مشکل دارند بدهم؛ هرچند وقتی آن طرف با اینهمه گشاده‌دستی هر کس را که نپسندید،به سادگی تهمت بزنند، فحش بدهند، بدگویی کنند و بدتر اینکه بازداشت کنند، تحت تعقیب قرار دهند، پرونده‌سازی کنند وفتنه‌گر و برانداز معرفی كنند؛ باید مردم روشن شوند كه كدام روش‌ها و رفتارها نتیجه‌اش تضعیف نظام و لطمه دیدن جمهوری اسلامی است و من یادآور می‌شوم که این برخوردها برای حکومت و قوه قضائیه خوب نیست، صرف‌نظر از اینکه ستم از سوی هر کس باشد نارواست.»



سیدمحمد خاتمی با بیان اینکه«اعتراض کردن به ستم، وظیفه دینی و انقلابی و ملی ماست»، اظهار داشت:«معیارهای ما روشن است، حرف‌های ما اساسی است، اگر منظور این است که ملت ما از این معیارها و اصول دست بردارند به نظرم دست بر نخواهند داشت و بهتر این است کسانی که از این معیارها و اصول انحراف پیدا کرده‌اند به راه درست بازگردند و به آزادی گروه‌ها، آزادی بیان و هزینه نداشتن انتقاد در جامعه تن دهند.»



رئیس دولت اصلاحات خاطر نشان کرد:«اگر در جامعه‌ای به دلیل انتقاد کردن از حکومت و دولت به دلیل اعتراض به مسائلی که ملت احساس می‌کند انحراف است بخواهند انگ بزنند و هر عنوانی که این انتقادکننده بدهند نه عادلانه است و نه مردم‌سالارانه،ما روی محورهای انقلاب، امام و قانون اساسی باید حرکت کنیم و باید بدانیم انحراف از اینها ما را به جایی خواهد رساند که همه زیان خواهند کرد.»



تاریخ انتشار: ٢٢ آذر ١٣٨٨

read more...

Sunday, December 6, 2009

بیانیه شماره ۱۶ مهندس میرحسین موسوی به مناسبت ۱۶ آذر


جامعه ما اینک شگرفترین تحولات را تجربه می کند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه خودها و چوبدستی هایشان را کنار می گذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است می روند!
میرحسین موسوی به مناسبت سالروز ۱۶ آذر بیانیه ای صادر کرد. به گزارش “کلمه” متن کامل بیانیه به شرح زیر است

بسم الله الرحمن الرحیم
عید سعید غدیر را به ملت مسلمان ایران تبریک می گویم و از خداوند متعال نزدیک شدن به آرمانهای صاحب غدیر را برای آنان و تمامی مسلمانان جهان مسئلت میکنم. در این عید شیعیان برای هم برکت و بهروزی آرزو میکنند و از یکدیگر تحفه هایی را می طلبند که به تحقق چنین آرزوهایی کمک کند و متضمن سرانجامی نیکو برای ملت و کشور خصوصا در شرایط بحران زده کنونی باشد. چنین انتظاری از ما نیز هست و حتی اگر این انتظار وجود نداشت برآورده کردن آن وظیفهای بر عهده ما بود. برای این منظور کاری که از ما برمی آید صمیمیت در خیرخواهی است، حتی اگر آن را نپذیرند، و پایداری در دوراندیشی است، حتی اگر چنین نامی بر آن نگذارند. خطرهایی بزرگتر از آن در پیش است که چه ما و چه دیگران از خویشتن یاد کنیم و واقعیتهایی سترگ تر از آن در برابر قرار دارند که با نادیدن ناپدید شوند. با استمداد از لطافتی که فضای عید ایجاد کرده است و با استفاده از فرصتی که روز شانزدهم آذر به وجود می آورد چه چیز بهتر از پرداختن به آنچه می تواند داروی درد امروز باشد؛ دارویی که الزاما تلخ نیست، اگر پیشداوریها را کنار بگذاریم.

روز دانشجو در پیش است. در تاریخ معاصر ما جنبش دانشجویی همواره نوعی پرچم و گواه برای حرکت مردم بوده است. در روزهای تلخ بعد از کودتا و در تاریکترین برهه از تاریخ ملت ما، زمانی که همه آرزوها برباد رفته به نظر می رسید آنچه در شانزدهم آذر ۱۳۳۲ روی داد شاهدی بود که معلوم می کرد روح مردم و خواسته های تاریخیشان هنوز زنده است. آن «سه قطره خون» و آن «سه آذر اهورایی» که روز دانشجو را پایه گذاشتند، اگر پس از نیم قرن هنوز از تازگی، درخشندگی و اهمیت برخوردارند، به خاطر آن است که نسبت به وجود و حیات واقعیتی عظیمتر در جان مردم شهادت دادند. این گواهی در سالها و نسلهای پس از آن نیز از سوی جنبش دانشجویی ادامه داشت و هنوز ادامه دارد. جامعه به دلایل بسیار گرایشهای در حال تکوین در بطن خویش را پیش چشم کسانی که تنها به ظاهر آن می نگرند نمایان نمیکند. دگرگونیهای بزرگ معمولا متهمند که یکباره روی می دهند و از بازیگران سیاسی فرصت هماهنگ شدن با خود را دریغ می کنند. البته در حقیقت هیچ تحولی دفعتا تحقق نیافته است؛ تنها بروز و ظهور تغییرهاست که شکلی دفعی دارد. در چنین شرایط گواهانی که از اعماق ناپیدای جامعه خبر میدهند به راستی ارزشمندند.

جنبش دانشجویی در تاریخ معاصر ما همواره حاوی گزارشهایی از شکل گیری جریانهای عمیق سیاسی و اجتماعی در متن جامعه بوده است. این نقشی است که اگر حاکمان با درایت برخورد می کردند میتوانست و میتواند برای عبور کمهزینه به سمت توسعه و پیشرفت بیشترین بهره ها را برساند، اما آنان خشمگینانه این نشانگر ذیقیمت را می شکنند؛ آنان دوست دارند به خود تسلی دهند که حرکتهای دانشجویی جز غوغای چند جوان پرسروصدا نیستند که اگر خاموش شوند صورت مسئله از اساس پاک خواهد شد؛ داستانی تکراری از انکار واقعیتها و تلاش برای تولید و تفسیر اطلاعات مطابق میل دولتمردان که تقریبا هیچ عهد تاریخی بدون شمهای از آن پایان نیافته است. ان هولاء لشرذمه قلیلون، (گفتند که) اینها گروهی ناچیزند (به قول امروزیها خس و خاشاکی بیش نیستند)، و انهم لنا لغائظون، و آنها ما را به خشم می آورند، و انا لجمیع حاذرون، و ما همگی در آمادهباش به سر میبریم، فاخرجناهم من جنات و عیون، پس خداوند آنان را از باغها و چشمه سارها بیرون کرد، و کنوز و مقام کریم، و از گنجها و از جایگاه دلپسند.

چه تلخ است اگر پس از این همه عبرتهای دور و نزدیک مشابه این خطا هنوز در رفتار کسانی دیده شود؛ آنهایی که اصرار دارند بگویند مردم دیگر ساکت شدهاند و فقط دانشجویان مانده اند؛ در دانشگاهها هم فقط تهران ناآرام است، از تهران هم فقط دانشگاههای مادر هیاهو میکنند، آنجا هم کانون جنبش و جوشش، چند نفر جوان غریبند که اگر آنها را به اخراج از خوابگاه و محرومیت از تحصیل تهدید و محکوم کنیم داستان تمام میشود. خوب! تمام این کارها را کردید، پس چرا داستان تمام نشد؟ زیرا حرکت دانشجویی گواه بر واقعیتهایی بزرگتر از خویش است. ای کاش قدر آن را میدانستند، از پیش آگهی هایی که درباره تحولات دور و نزدیک می دهد درس میگرفتند و خود را با این تغییرات هماهنگ می کردند، خصوصا اینک که دانشجویان نه مستورهای کوچک از مردم، که یکی از وسیعترین و فعالترین قشرها را تشکیل می دهند. درحال حاضر از هر بیست ایرانی یک نفر دانشجوست. متصدیان امور اگر پیش از این به نقش آنان به عنوان گواه فردا توجه کرده بودند اینک در چنین بحرانی قرار نداشتند.

البته این یک قاعده دوسویه است. حرکات دانشجویی هم به اندازهای که از تمایلات واقعی جامعه خبر بدهند نیرومند و ریشهدارند، زیرا قدرت نهادهای اجتماعی در گرو پایبندی به ضرورتی است که آنها را ایجاد و ایجاب میکند. نسل ما آن زمان که در حرکات دانشجویی شرکت داشتیم به روشنی میدید که پیوند با متن جامعه تا چه حد در تواناییهایش موثر است. در آن زمان گرایشهای بسیاری میان دانشجویان به چشم میخورد. اگر انجمنهای اسلامی از همه قویتر بودند به خاطر آن بود که از واقعیتهای اجتماعی بیشتر نمایندگی میکردند.

بسیاری از فعالان دانشجویی امروز، گردانندگان فردای جامعه خواهند بود و این دلیلی مضاعف است تا مظهریت از واقعیتهای اجتماعی را از دست ندهند . قدرت و سرزندگی آنها در گرو این رمز است. راز موفقیت سیاستمداران نیز همین است. آنها تا اندازهای که بتوانند خواستها و تمایلات جامعه را بشناسند و با آنها منطبق شوند، بلکه تجلی و گواه آنها قرار بگیرند، قادرند به کشور خود خدمت کنند، یا لااقل قدرتمند باقی بمانند. و این تصور که کسی میتواند به رغم گرایشهای مردم بر آنان حکومت کند بیشتر از یک توهم نیست. حتی زمانی که یک دولت موفق میشود با تکیه بر نیروی سرکوب موجودیتش را حفظ کند فیالواقع از انطباق خود با آمادگی جامعه برای تمکین در برابر زور ارتزاق کرده است، گرچه این تمکین هم تا ابد نمیپاید.

جامعه ما اینک شگرفترین تحولات را تجربه میکند؛ بعد از حوادثی که چند ماه گذشته به خود دید کیست که بتواند این حقیقت را انکار کند؟ ماهیت دقیق این دگرگونی چیست؟ این بزرگترین سوال برای ما و برای مخالفان ماست. آنان نیز اگر بدانند که چه رویداد عظیم و مبارکی در راه است، کلاه خودها و چوبدستیهایشان را کنار میگذارند و به دنبال ابزارهایی برای پرستاری از این گیاه پاک که در خاک ما جوانه زده است میروند.

در میان زیباییهای بسیاری که روزهای پیش از انتخابات را نورانی میکرد زیباترین پدیده جمع شدن مردمی از سلیقه های گوناگون گرداگرد هم بود. آنها برای آن که به این کار موفق شوند تفاوتها و تنوعهایشان را کنار نمیگذاشتند، بلکه به رسمیت میشناختند. کسی لازم نمیدید که برای شرکت در این یکرنگی هویت خویش را از دست بدهد و دیگری شود. در آن یگانه شدن ها حظی وجود داشت که فطرتهایمان می پسندید. آن زنجیرههای سبز انسانی که شهرهای ما را فرا گرفت نمایشی تهی از حقیقت نبود. قرار نبود بعد از آن که از پل گذشتیم به سرنوشت یکدیگر اهمیت ندهیم و جانهایمان نمیخواست که پس از چشیدن طعم آن یگانگی از نو پراکنده شویم. چنین چیزی بدون تردید نشانه ای از طلوع بزرگی و رشد در حیات یک ملت است.

بزرگی یک ملت در ثروتمند بودن یا قدرتمند شدن نیست؛ اینها فقط بخش کوچکی از آثار آن است. بزرگی یک ملت در عظمت جان اوست. بزرگی به آن است که بتوانیم امور ظاهرا ناسازگار را با هم داشته باشیم. خانه کوچک مکانی است فقط برای «من»، اما در خانه بزرگ برای دیگران هم جا وجود دارد. کارفرمایی که جانش کوچک بود فکر میکرد جز با تجاوز به حقوق کارگران نمیتواند مالی بیندوزد، حال آن که کارآفرین بزرگ تنها راه سود بردن را سود رساندن می بیند. همینگونه است تفاوت کارگر کوچک و کارگر بزرگ. به هزار دلیل تنها راه بهرهمند شدن این است که همه با هم بهره مند شوند، اما کسانی که کوچکند ظرفی ندارند که در آن دیگری هم بگنجد. همچنین است تفاوت دینداری که بزرگ است و دینداری که کوچک است. دیندار بزرگ امام صادق (ع) است که در خانه خدا می نشیند و با منکر خدا حکیمانه گفتگو میکند. حقیقت خانه خدا همان قلب اوست که برای همگان جا دارد و برای همه حق قائل است؛ حق زیستن، حق شنیدن، حق برگزیدن، حق اشتباه کردن، حق بزرگ بودن. آری بزرگ بودن، و الا بزرگ به کوچک چه کار دارد؟ غیردیندار را در جایگاهی میبیند که میتواند به زیباییهای دین رو کند، اگر نتوانسته است حقیقتی را بیابد احتمال درک آن را از سوی دیگری نادیده نگیرد، یا میتواند کوچک باشد و هر چیزی را که نچشیده است انکار کند؛ هر چیزی را که درک نمیکند ترک کند و بیآنکه بنشیند و برای فهمیدن گوش بدهد، عقاید دیگران را بیاساس بخواند.

ملت ما اینک دارد نشانه های بزرگی خود را به نمایش میگذارد؛ آن تحول شگرفی که جامعه ما در تکاپوی تجربه آن است این است. البته چیزی که اهمیت دارد خود این بزرگی است و نه نشانه های آن. نشانه هایش را باز میگوییم تا خود آن را باور کنیم که چونان بهار از راه میرسد و حیات ما را دیگرگون میکند؛ تا به مبارکی آن ایمان بیاوریم و از تغییراتی که ایجاد میکند نترسیم. این همان رشدی است که انقلاب ما به امید آن بنا نهاده شد. چندی گذشت و از آن غافل شدیم، ولی پروردگارمان غافل نشد. بذری را که سی سال پیش از این با هزار امید در خاک خود کاشته بودیم پرورش داد تا اینک که جوانه هایش را پیشرویمان قرار داده است.

نشانه های بزرگی یک ملت شبیه به صفاتی است که از یک انسان رشید انتظار میرود. کسی که آرمان ندارد هیچ نمی ارزد، اما کیست که بتواند در عین آرمانگرایی ارتباط خود را با واقعیتها از دست ندهد؟ یک انسان رشید؛ و یک ملت بزرگ. اگر مردم علیرغم تمامی صحنه های تلخی که در این چند ماهه دیدهاند همچنان اجرای بدون تنازل قانون اساسی را شعار محوری خود میدانند به آن خاطر نیست که اگر چیز دیگری بخواهند به آنها داده نمیشود. تنها و تنها حکمت و واقعبینی مردم بود که اجازه نداد رفتار زشت حاکمان به واکنشهای عصبی و لجامگسیخته بیانجامد.

به عنوان مثالی دیگر صفت شجاعت را در نظر آورید. شهامتی که یک انسان رشید (مثلا یک پدر در دفاع از دختر جوانش) نشان میدهد همراه با هیاهو نیست، مانع از دوراندیشی و مستلزم قبول هزینههای بیدلیل نیست، اما هول انگیزتر و اثرگذارتر از زور بازوی دیگران است. آیا مشابه این کیفیت را در شجاعتی که مردم ما به نمایش میگذارند مشاهده نمیکنید؟

به عنوان مثالی دیگر انعطاف یک انسان رشید به معنای وادادگی نیست، بلکه بدان معناست که او برای رسیدن به مقصود خود پر از راهحلهای گرهگشاست. در طول شش ماه گذشته هر روز روزنههایی که مردم میگشودند بسته میشد و آنان هربار بدون آن که به رودررویی کشیده شوند یا آرمانشان را کنار بگذارند راهحلهای جدید خلق میکردند.

به عنوان مثالی دیگر به صبر و متانتی که در حرکت مردم وجود دارد نگاه کنید؛ خواستههایشان را چنان با حوصله ای زندگی میکنند که گویی میتوانند صد سال آنها را زندگی کنند؛ حوصله ای که مخالفانشان را خسته کرده است، حوصله ای که از رشد حکایت میکند.

و به عنوان مثالی دیگر انسان رشید کسی است که اعتماد به نفس دارد؛ یعنی نسبت به ارزشهای وجودی خود آگاه است. برای زمانی طولانی ما اینگونه نبودیم. سرهای ما فروافتاده بود. دو قرن وابستگی خودباوری را از ملت ما گرفته بود، تا این که انقلاب ترمیم این باروی فروریخته را آغاز کرد. ولی آیا بلافاصله به این هدف رسیدیم و عمق روح خود را از آن لطمههای تاریخی پاک کردیم؟ پس چرا وقتی هنرمندانمان در جهان مورد تحسین قرار میگرفتند متعجب میشدیم؟ انگاری احتمال هم نمیدادیم که از ایرانی هنری سر بزند، یا اگر بدبین بودیم بیباور به آن که ممکن است کمترین نکته قابل ستایشی در ما وجود داشته باشد به دنبال ردپای توطئه میگشتیم. آیا اگر یک انسان رشید هم مورد تحسین قرار گیرد اینگونه واکنش نشان میدهد؟ یا او از فضائل خویش آگاه است، به قدری که تمجیدها نه جانش را ذوقزده میکند و نه مسیرش را تغییر میدهد. در چند ماه گذشته ملتها ایرانیان را بسیار ستودند، اما واکنش مردم ما را در مقابل این تحسینها با گذشته مقایسه کنید تا ایمان بیاورید که جان جامعه ما دارد نشانه های عظمت را تجربه میکند.

در سند چشمانداز بیست ساله آمده است که ایران باید در سال ۱۴۰۴ قدرت اول منطقه باشد. آیا قرار است در آن سال ما به منطقه و جهان راست بگوییم که قدرت بزرگی هستیم یا دروغ بگوییم؟ آیا قرار است در حالی که هنوز بزرگ نشده ایم لباسهای بزرگ بپوشیم تا عظیم به نظر برسیم؟ آیا قرار است در سطح کشورهای منطقه طرحهای عمرانی نیمه کاره افتتاح کنیم، یا سفرهای شکست خورده مان را با امدادهای رسانه ای پیروزی بنامیم، یا خود را کانون دائمی جنجالها قرار دهیم، یا با تحقیر دیگران و توهین به آنان ادعای عظمت کنیم؟ یا قرار است واقعا قدرتمند باشیم؟ این سوال را از آنجا میپرسم که یک کشور تنها زمانی بزرگ است که ملتی بزرگ داشته باشد.

دعایمان مستجاب شد و ملت با تکیه بر زانوان خود به بلوغ و رشدی که شایسته او بود رسید، منتهی مشکل آن است که یک ملت بزرگ نمینشیند تا در روز روشن رایش را ببرند و هیچ نگوید. یک ملت بزرگ انتخابات درجه دو انتصابی را تحمل نمیکند. وقتی که یک ملت بزرگ میشود دیگر خدمتگزارانش اجازه ندارند به او بگویند چه باید بخورد و کجا باید برود و چه کسی را برگزیند و به چه چیز و چه کس اعتماد کند. یک ملت بزرگ از شورای نگهبان انتظار دارد آنها را قانع کند که تقلبی در انتخابات روی نداده است، نه آن که تنها یک ادعا پیش رویشان بگذارد و ادعای خود را باطل کننده انبوهی از مشاهدات و مستندات بداند.

از ما میخواهند که مسئله انتخابات را فراموش کنیم، گویی مسئله مردم انتخابات است. چگونه توضیح دهیم که چنین نیست؟ مسئله مردم قطعا این نیست که فلانی باشد و فلانی نباشد؛ مسئله آنها این است که به یک ملت بزرگ بزرگی فروخته میشود. آن چیزی که مردم را عصبانی میکند و به واکنش وا میدارد آن است که به صریحترین لهجه بزرگی آنان انکار میشود.

مگر نمیخواهید که ما نباشیم و شما باشید؟ راهش توجه به این واقعیت است؛ مردم با زید و عمرو عهد اخوت ندارند و آن کسی را بیشتر میپسندند که حق بزرگی آنان را کاملتر ادا کند. این مسئلهای است که توجه به آن نه فقط گره انتخابات، که هزار گره دیگر را نیز میگشاید. و اگر بنا باشد حل نشود آرزو کنید که دامنه های مشکل در یک انتخابات، محدود بماند.

برادران ما! اگر از هزینه های سنگین و عملیات عظیم خود نتیجه نمیگیرید شاید صحنه درگیری را اشتباه گرفته اید؛ در خیابان با سایه ها میجنگید حال آن که در میدان وجدانهای مردم خاکریزهایتان پی در پی در حال سقوط است. ۱۶ آذر دانشگاه را تحمل نمیکنید. ۱۷ آذر چه میکنید؟ ۱۸ آذر چه میکنید؟ چشمانی را که در صحن دانشگاه به رزمایشهای بیفایده افتاده و آنها را نشانه ترس یافته چگونه تسخیر میکنید؟ اصلا همه دانشجویان را ساکت کردید؛ با واقعیت جامعه چه خواهید کرد؟

اینها سخنانی است که ما از روی خیرخواهی میگوییم و شنیده نمیشود. اگر میشنیدند راه پیروزی خیلی نزدیک میشد؛ آن پیروزی را میگویم که عبارت از غلبه یک حزب نیست، بلکه فراگیر شدن بلوغ یک ملت است؛ آن پیروزی که انسانها را همچون جوانه های یک مزرعه یکی یکی و گروه گروه بزرگ میکند و بی آن که لازم باشد هویت خود را از دست بدهند سبز میکند، تا جایی که خود زندانبان از کارهایی که میکند خجالت بکشد.

اخیرا شنیدم بسیج دانشجویی یکی از دانشگاهها در مراسم خود برای مخالفان هم فرصت سخن گفتن قرار داده است؛ این یک شروع خوب است. یا شنیدم که در عید غدیر مخالفان مردم به یکدیگر شال سبز هدیه میدهند. از دیدگاهی که این همراه شما مینگرد این را بزرگترین عیدی است. زیرا این ما نبودیم که سبز را انتخاب کردیم، بلکه سبز بود که ما را برگزید. آیا ممکن است که این رنگ، برادران ما را نیز برگزیند؟ آری ممکن است، زیرا ذیجود کسی است که به حیله حیله زننده نگاه نمیکند، و راه سبز شدن بر هیچ کس بسته نیست.

میر حسین موسوی
۱۳۸۸/۰۹/۱۵

read more...

Wednesday, November 25, 2009

بیانیه شماره ۱۵ میرحسین موسوی به مناسبت سی‌امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان

برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟

بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد

کلمه: مهندس میر حسین موسوی به مناسبت فرا رسیدن سی امین سالگرد تاسیس بسیج مستضعفان بیانیه ای را صادر کرد.نخست وزیر محبوب امام در این بیانیه به اهداف تاسیس نهاد بسیج مستضعفان و مقایسه ای بین عملکرد این نهاد در سالهای اولیه انقلاب وماههای اخیر پرداخته است.

به گزارش کلمه متن کامل این بیانیه به شرح زیر است:


بسم الله الرحمن الرحیم


پنجم آذرماه سالروز تاسیس بسیج مستضعفان از سوی امام خمینی و فرصتی است تا این نهاد موثر در تاریخ انقلاب اسلامی در معرض نگاهی دوباره قرار گیرد. بسیج چه بود و چه هست و چه باید باشد؟ بسیج را چه چیز ساخت و چه چیز نامدار کرد و قهرمان تمامی سلیقه‌ها و گرایش‌ها در دوره‌ای از تاریخ معاصر این سرزمین قرار داد؟ آن سابقه درخشان و دستاورد بزرگ که بسیج نامیده شد با بودجه‌های کلان و سلاح‌های گران به دست نیآمد. سازماندهی برتر نبود که از بسیج اسطوره ساخت و قدرت نظامی نبود که توانایی‌های بسیج را شکل داد، بلکه نیت‌هایی پاک و عمیق این بنای بلند را برافراشت و اسوه‌هایی را پرورش داد که هنوز هرگاه از آنان نام برده می‌شود گویندگان و شنوندگان، یاران پیامبر (ص) را به یاد می‌آورند.


علاوه بر این، بسیج در تاریخ انقلاب نماد و نهاد شجاعت و ایستادگی ملت ماست.






سی سال پیش از این امام بسیج مستضعفان را در مقابله با احتمال حمله نظامی ابرقدرت ها به وجود آورد و این موثرترین اقدام ممکن برای پیشگیری از آن خطر بود. در این سه دهه هیچ سلاحی وجود نداشت که قدرت‌های بزرگ و کوچک مخرب‌تر از آن را در اختیار نداشته باشند و تنها چیزی که آنان را از گزند رساندن به این خاک منصرف و یا پشیمان می‌کرد ملاحظه شجاعت مردمی بود که از قدرت قدرتمندان نمی‌ترسیدند و در دفاع از آرمان‌ها و حقوق خود کوتاهی نمی‌ورزیدند. بسیج قابی بود که این چهره از ملت ما را به نمایش می‌گذاشت.


و بسیج جلوه‌گاهی بود برای ظهور یکپارچگی اقشار و سلیقه‌های گوناگون مردم ما. زمانی که پدر دلسوز ما این نهال را غرس می‌کرد گفت: «کشوری که بیست میلیون جوان دارد، باید بیست میلیون بسیجی داشته باشد». چنین هدفی چگونه می‌توانست تحقق بیابد اگر بسیج به یک سلیقه یا نحله یا فرقه یا قشر تعلق پیدا می‌کرد؟ بلکه مقصود او از ارتش بیست میلیونی ایجاد ‌آن ظرفی و رنگی بود که بتواند تمام، یا لااقل اکثریت عظیمی از رنگ‌های جامعه را در خود جمع کند؛ شبیه‌ترین چیز به پرچم‌های سالار شهیدان (ع) که هر ساله در کشور ما بلند می‌شود و همه اقشار مردم ما، حتی برخی از اقلیت های دینی را گرد خویش می‌آورد.


اگر بسیج به یکی از بزرگترین دستاوردهای تاریخی ملت ما تبدیل شد به خاطر توجه به چنین رمزهایی بود، والا از صرف یک نام چنین هنرهایی ساخته نیست؛ هنر تبدیل انسان‌هایی عادی به لشکر مخلص خدا، هنر پایدار ماندن و پیروز شدن با دستانی خالی و هنر محور و مایه وحدت و سربلندی یک ملت تاریخی و بزرگ قرار گرفت.


اینک نیز داستان همین است. نوعی از نام‌ها و نشانه‌ها، نوعی از کلمات و ظواهر، نوعی از لحن‌ها و لهجه‌ها، نوعی از جملات و طلسم‌ها…. نیستند که مدرسه‌های عشق و انسان‌های بزرگ می‌سازند. تمامی بسیجیان نامدار و گمنامی که ایمان و ایران به آنان افتخار می‌کند به صرف ادای چند حرف در میادین سابقین قهرمان نشدند. آنان در بوته قرار گرفتند. و در این جهان کیست که در بوته‌های فتنه آزموده نشود؟


احسب الناس ان یترکوا ان یقولوا آمنا و هم لا یفتنون.


آیا مردم گمان کردند همین که بگویند ایمان آوردیم به حال خود رها می‌شوند و در فتنه‌ها آزموده نخواهند شد؟


و لقد فتنا الذین من قبلهم و لیعلمن الله الذین صدقوا و لیعلمن الکاذبین


به تحقیق کسانی را که پیش از آنان بودند آزمودیم و خداوند خواهد دانست کسانی را که راست گفتند و خواهد دانست آنانی را که دروغ‌گویانند.


اینک نوبت به وارثان باقری‌ها و باکری‌ها رسیده است. نسل جدیدی که بسیجی نامیده می‌شود امروز در بوته تاریک‌ترین شبهه‌ها و فتنه‌ها قرار دارد. آیا این نسل جدید نیز شبیه به کسانی هستند که جنگ جمل را در رکاب امیرمومنان (ع) مبارزه کردند؟ یا این قیاس‌ها واهی است و کسانی که این‌گونه قیاس می‌کنند بسیج را ماشینی سرکوبگر می‌‌خواهند برای زدن و گرفتن و آزار و حتی قتل انسان‌هایی که تنها جرمشان دعوت به دادگری است؟ چه کسانی جواب این سوال را می‌دانند؟ هویت آن سازمانی که اینک بسیج مستضعفان نامیده می‌شود به راستی چیست؟ دستگاهی بی‌نیت که بفرموده چشمانش را می‌بندد و دست ‌و پای خواهران و برادرانش را می‌شکند، یا نهادی مجهز به عمیق‌ترین بصیرت‌ها که می‌تواند در ظلمانی‌‌ترین شب‌های فتنه راه‌ را از بیراهه‌ تشخیص دهد؟ شب فتنه روز کسانی است که در پاسخ به این پرسش‌ها مردد مانده‌اند.


اذا التبست علیکم الفتن کقطع اللیل المظلم فعلیکم بالقرآن. پاسخ پیامبر (ص) را به تمامی این تردیدها بشنوید که وقتی فتنه همچون پاره‌های شب تاریک شما را فرا گرفت باید به قرآن رو کنید. قرآن شفیعی است که اگر به سود کسی شفاعت ‌کند از او پذیرفته خواهد شد و چون به رغم کسی شهادت ‌دهد تصدیق می‌شود؛ کتابی که هرکس آن را پیشوا و پیشارو بگذارد به بهشت می‌رود و کسانی را که به آن پشت کنند به سوی دوزخ می‌راند؛ کتابی که به سوی بهترین راه‌ هدایت می‌کند؛ کتابی که به روشنی و صراحت ما را فرمان می‌دهد تا با راستگویان باشیم.


یا ایها الذین آمنوا اتقوا الله و کونوا مع الصادقین


ای کسانی که ایمان آورده‌اید از خدا پروا کنید و با راستگویان باشید.


ولی اگر معلوم بود کدام گروه راستگو هستند که شب فتنه به پایان می‌رسید. در عین حال این قدر معلوم است که راستگویان دروغ نمی‌گویند. کسانی که در مبارزه سیاسی اصلی‌ترین شیوه‌شان دروغ گفتن است حتما راستگو نیستند؛ تقوا در همدستی‌ با آنان و ایمان سازگار با پیروی‌شان نیست. آیا در این چند ماهه هیچ دروغی نشنیده‌اید؟ ای جماعت مومنان! تقوا کنید و با راستگویان باشید.


بسیج چه بود و چه خواهد بود و چه باید باشد؟


بسیجی که امام می‌‌خواست در مقابل ملت قرار نمی‌گرفت، بلکه در کنار مردم و پشت‌سر آنان بود؛ بسیجی که فراتر از جناح‌ها عمل کند و بازوان بلندش همه اقشار را در بر بگیرد؛ بسیجی که از دوستی مردم لذت ببرد؛ بسیجی که به دنبال رفاقت و محبت و یگانگی مردم باشد؛ بسیجی که بدون توجه به اختلافات سلیقه‌ای خود با دیگران حافظ عرض و ناموس‌شان باشد، که آنان یا برادر او در دینند و یا نظیر او در آفرینش؛ بسیجی که حرمت حریم‌های خصوصی مردم راحفظ کند. امام بسیج را به عنوان ابزاری برای قدرت حاکمان نمی‌خواست، بلکه نهادی برای قدرت مردم می‌دید تا حاکمیت آنان بر سرنوشتشان تضمین نماید. قرار بود رفتار و اندیشه بسیجی در مردم اثر کند، نه آن که قدرت بسیج بر سر مردم فرود آید. قرار نبود بسیج جیره‌خوار دولت شود و به ازای دستگیر کردن مردم در اجتماعات پاداش سرانه بگیرد. افسوس بر بسیج اگر تا حد یک حزب سیاسی تنزل کند؛ این آن چیزی نیست که امام ما برای بسیجیان می‌خواست. قرار نبود بسیج به دستگاهی تبدیل شود که اختیار انتخاب و آزادی رای را از مردم بستاند.


برادران بسیجی من! کدام عیب و کاستی در آرزوهای امام برای بسیج وجود داشت که از آنها کناره گرفته ‌شود؟ و چرا باید چهره‌ای که با زحمات گذشتگان شما پدید آمد به کدورت‌ها آلوده گردد؟ شما خود با مردمید و از مردمید. مفاهیمی که فطرت مردم آنها را می‌پسندد چرا باید در نزد برخی از دوستان بسیجی ما نفرت ایجاد کند؟ کدام زشتی در نام‌هایی چون آزادی وجود دارد که وقتی بر زبان می‌آید قلب بعضی از آنان را مشمئز می‌کند، گویی که نام بزرگترین گناهان باشد؟ حال آن که هنوز بزرگترین میعادگاه‌ها در اکثر شهرهای ما به نام آزادی خوانده می‌شوند. مگر نمی‌گوییم عنوان‌هایی چون حقوق بشر، حقوق زنان، حقوق اقلیت‌ها، و امثالشان محمل‌هایی است تا قدرت‌ها ریاکارانه خویشتن را به آنها الصاق کنند و سیمایشان را زیبا جلوه دهند؟ چرا آنهایی که قاعدتا باید صاحبان اصلی و اصیل چنین آرمان‌هایی باشند از آنها فاصله می‌گیرند؟ مگر می‌خواهند مکتب‌شان کریه جلوه کند؟ چرا این مفاهیم را لعن می‌کنیم و ملاک بی‌دینی قرار می‌دهیم؟ دینی که چونان یک بوته گل دلخواه برای بشر ارمغان آورده شد، از بس که آموزه‌هایش ملایم و موافق با فطرت بود. مبادا آن را تبدیل به یک بوته خار کنیم تا هرکس با هر گوشه از آن تماس می‌گیرد زخمی شود؛ زخم‌هایی از نوع آنچه جوانان ما در خیابان‌ها می‌بینند.


بسیج نیز سی سال پیش از این همچون یک بوته گل و یک پارچه نور متولد شد. آیا اگر کسی رجعت به آن عهد نورانی و نخستین را بخواهد به انقلاب پشت کرده است و دست به براندازی نظام زده است؟ آیا اگر کسی بازگشت به نسخه اصیل انقلاب اسلامی را طلب کند، آیا اگر کسی خواستار آن اسلام ناب محمدی که امام منادی و معرف آن بود باشد و از خرافه‌پرستی‌ها و قشری‌گری‌هایی که با نام دین به مردم فروخته می‌شود بیزاری بجوید، آیا اگر کسی اجرای بدون‌تنازل قانون اساسی را دنبال کند، آیا اگر کسی از وفاداری به عهدهای ایمانی و انسانی بپرسد جز به دادگری فراخوانده است؟ آیا چنین کسانی باید در خیابان‌ها کتک بخورند، در زندان‌ها شکنجه ببینند و به حبس‌های طولانی‌مدت محکوم شوند؟ آیا اسلام و قرآن اجازه می‌دهد مردمی که با مسالمت حاکمانشان را به عدالت امر می‌کنند کشته شوند؟


و یقتلون الذین یامرون بالقسط من الناس فبشرهم بعذاب الیم


و مردمی را که به دادگری امر می‌کنند به قتل می‌رسانند، پس آنان را به عذابی دردناک بشارت ده.


بسیج چه بود و چه خواهد بود اگر به مسیری که پیش‌رویش گذاشته شده است ادامه دهد؟ آن نیرویی که یک زمان نماینده شجاعت ملت ما بود آیا اینک به کار گرفته شود تا ایرانیان را بترساند؟ کاملا پیداست که آخرین و تازه‌ترین راهبرد اقلیت اقتدارطلب ایجاد هراس در مردم است. آیا لباس‌های مخوف می‌پوشند و ‌در خیابان‌های شهر آرایش‌های نظامی به خود می‌گیرند تا هم‌وطنانشان را مرعوب کنند؟ یا مردم را می‌ترسانند چون خود می‌ترسند؟ یا فرزندان انقلاب را به هفت سال و ده سال و پانزده سال زندان محکوم می‌کنند تا به خود تسلی داده باشند؟ و فکر نمی‌کنند که با این رفتارهای کوته‌بینانه چگونه امنیت ملی کشور را در معرض خطر قرار می‌دهند.


کافی است مردم بترسند تا پای قدرت‌ها به مرزهای این بوم باز شود. کافی است سمعه شجاعت این ملت خدشه‌دار گردد و بیگانه در دلاوری و استواری آنان تردید کند تا خواب های سی ساله تعبیر شود. به دو کشور همسایه ما که اینک در اشغال خارجی قرار دارد نگاه کنید. در هر دو آنها نخست مردم ترسانده شدند و ترسیدند. ظاهرا قدرت‌ها با شعار آزادی‌بخشی به این دو کشور قدم گذاشتند، در عین‌حال که وقتی ابوغریب‌ها را به راه می‌انداختند طمع خویش را در چهره‌های وحشت‌زده مردم پنهان نکردند. آنها با صراحتی که بیشتر از آن ممکن نبود به مردم این دو کشور می‌گفتند شما همان‌هایی هستید که از صدام و طالبان وحشت داشتید، پس اینک حق آن است که از سلاح‌های رعب انگیزتر ما بیشتر بترسید. حتی تروریست‌های افراطی هنوز به آن امید که بتوانند همچون خونخواران پیش از خود بر هراس مردم این کشورها حکومت کنند آنان را بیرحمانه می‌کشند. قربانیان ددمنشی‌های صدام و طالبان هنوز دارند تاوان ترس خود را می‌پردازند، کما این که ملت ما هنوز امنیت و آرامش خویش را مرهون شجاعت و استحکامی است که در طول سی سال گذشته به نمایش گذاشت.


حال کسانی در داخل کشور می‌خواهند این سرمایه را از ما بگیرند. در مقابل نمایش‌های آنان مردم یا نمی‌ترسند، که نمی‌ترسند، و این آخرین حربه هم از آنان سلب می‌شود، و یا خدای ناکرده می‌ترسند. در آن صورت آیا اسباب‌بازی‌های جنگی از تمامیت این کشور حفاظت خواهدکرد؟


بسیج در تاریخ معاصر ما نه فقط یک نام، بلکه یک عملکرد بود که هرگز از آن بی‌نیاز نمی‌شویم؛ تا جایی که اگر معدودی از متصدیان این عملکرد ماموریت‌های خود را فراموش کنند لازم است ما مردم خود آنها را بر عهده بگیریم. ضرورتی، حتی به مراتب مهم‌تر از آرمان‌های جنبش سبز ما را مجبور می‌کند که اجازه ندهیم کسی در ترسیدن ما طمع کند.


و بدانیم که بالاتر از سیاهی رنگی نیست. ترساندن آخرین تیر ترکش است. مخالفانتان اشتباه کردند و در مقابل مسالمت و مقاومت شما آن را به کار بردند تا اگرکارگر نشود چاره‌ دیگری نداشته باشند. چاره راستین آنها هم خود شمایید، روزی که از مخالفان خود بپرسید آیا پرچم‌های رنگارنگ شما نیز به معنای اصرار بر اجرای بدون تنازل قانون اساسی است، و اگر آری گفتند آنها را بپذیرید. آن روز وقتی است که همه با هم سبز می‌شویم.


میر حسین موسوی


۱۳۸۸/۰۹/۰۴



read more...